صفحه ۴۱
مقدار آسیب مغزی و تعداد اشتباهها در تشخیص چهره رابطه قوی وجود دارد. در تصویر ۱-۶ الف، ضریب همبستگی مثبت است زیرا تعداد خطاهای بیشتر با میزان آسیب مغزی بیشتر ارتباط دارد.
اگر به جای تمرکز روی تعداد خطاها، درصد پاسخهای صحیح در آزمون تشخیص چهره را رسم کنیم با نمودار شکل ۱-۶ ب مواجه خواهیم شد. در اینجا ضریب همبستگی منفی است (حدود ۰/۹۰-)، زیرا کاهش تعداد پاسخهای صحیح با افزایش مقدار آسیب مغزی رابطه دارد. در تصویر ۱-۶ ب خط اریب عکس رابطه موجود در تصویر ۱-۶ الف را نشان میدهد.
اکنون به نمودار تصویر ۱-۶ ج نگاه کنید. در اینجا خطاهای موجود در آزمون تشخیص چهره را به صورت تابعی از قد بیمار نشان دادهایم. مسلماً نباید انتظار داشته باشیم که بین قد و توانایی تشخیص چهره رابطه وجود داشته باشد. نقاط بالا و پایین میشوند اما روند خاصی ندارند. در واقع آنها دور و بر خط افقی پراکندهاند. در اینجا ضریب همبستگی صفر است.
تفسیر ضریب همبستگی:
- ۰/۶۰ یا بیشتر: همبستگی بالا محسوب میشود.
- ۰/۲۰ تا ۰/۶۰: ارزش علمی و نظری دارند و برای پیشبینی (فرضیهسازی) مفید هستند.
- ۰ تا ۰/۲۰: باید با احتیاط مورد قضاوت قرار گیرند. از این ضرایب برای فرضیهسازی زیاد استفاده نمیشود.
آزمونها
در آزمونهایی که برای سنجش استعداد، پیشرفت تحصیلی و سایر صفات روانشناختی به کار میروند (مثلاً آزمون تشخیص چهره) از ضریب همبستگی استفاده میشود. آزمون (Test)، عبارت است از یک موقعیت یکسان برای آزمایش افرادی که در ویژگی خاصی یکسان نیستند (مثلاً آسیب مغزی، توانایی ریاضی، مهارت در حرکات دست یا پرخاشگری) و نشان دادن تفاوتهای آنها به صورت نمره.
تغییر در نمرات حاصل از آزمونها میتواند با تغییر در دیگر متغیرها همبستگی داشته باشد. مثلاً، نمره افراد در آزمون ریاضی برای تشخیص مهارت آنها در ریاضی میتواند با نمرات بعدی آنها در درس ریاضی کالج همبستگی داشته باشد. اگر ضریب همبستگی بالا باشد میتوان از نمره آزمون برای توضیح این واقعیت استفاده کرد که وقتی گروه جدیدی از دانشجویان وارد کالج میشوند، چگونه میتوان آنها را در کلاسهای ریاضی مختلف با سطوح مختلف (مبتدی تا پیشرفته) جای داد.
همبستگی و علیت
بین مطالعاتی که از روش آزمایشی استفاده میکنند و مطالعاتی که از روش همبستگی کمک میگیرند...
صفحه ۴۲
[Image of correlation scatter plots positive negative zero]
الف) ضریب همبستگی مثبت (+0.90) | ب) ضریب همبستگی منفی (-0.90) | ج) ضریب همبستگی صفر
تصویر ۱-۶: نمودارهای پراکندگی که ضرایب همبستگی مختلف را نشان میدهند.
در نمودار الف، معلوم میشود که هر چه آسیب مغزی بیشتر باشد تعداد خطاها در آزمون تشخیص چهره بیشتر خواهد شد.
در نمودار ب، همان اطلاعات نشان داده شده اما اکنون تمرکز روی درصد پاسخهای صحیح است نه خطاها.
در نمودار ج، عملکرد بیمار در آزمون تشخیص چهره به صورت تابعی از قد آنها مورد مطالعه قرار گرفته و ضریب همبستگی به دست آمده صفر است.
تفاوتی مهم وجود دارد. در مطالعات آزمایشی یکی از متغیرها (متغیر مستقل)، به طور سیستماتیک تحت کنترل و دستکاری قرار میگیرد تا تأثیر علی آن در متغیری دیگر (متغیر وابسته) مشخص شود. این نوع روابط علت و معلولی را نمیتوان از مطالعات همبستگی استنباط کرد.
برای مثال مطالعات نشان میدهند که پسربچهها هر چه بیشتر خشونت تلویزیونی نگاه میکنند، بیشتر پرخاشگر میشوند. اما آیا تماشای خشونت تلویزیونی باعث پرخاشگری میشود، یا اینکه پسربچههای پرخاشگر خود به خود به سمت برنامههای تلویزیونی پرخشونت جذب میشوند؟ اگر تنها ملاک موجود ضریب همبستگی باشد نمیتوانیم بگوییم که کدام متغیر، علت و کدام متغیر، معلول است. اما همانطور که قبلاً گفته شد مطالعات آزمایشی میتوانند رابطه علت و معلولی بین تماشای خشونت تلویزیونی و رفتار پرخاشگرانه را نشان دهند. در مطالعات آزمایشی، آزمایشگران روی متغیر مستقل کنترل دارند و از تخصیص تصادفی استفاده میکنند تا شرکتکنندگان را در گروههای تصادفی قرار دهند.
صفحه ۴۳
ممکن است بسیاری از متغیرها با یکدیگر رابطه همبستگی داشته باشند، بدون آنکه یکی از آنها علت دیگری باشد. مثلاً سالها پیش یعنی مدتها قبل از آنکه آزمایشهای پزشکی نشان دهند که مصرف سیگار باعث سرطان ریه میشود، معلوم شده بود که بین مصرف دخانیات و سرطان ریه، همبستگی وجود دارد؛ یعنی کسانی که دخانیات مصرف میکنند بیشتر در خطر ابتلا به سرطان قرار دارند.
⚠️ مشکل متغیر سوم:
رابطه همبستگی این احتمال را نیز مطرح میکند که ممکن است برای سرطان علت سومی نیز وجود داشته باشد. مثلاً، شهرنشینان سیگاری بیشتر از روستانشینان سیگاری به سرطان ریه مبتلا میشوند. از طرف دیگر شهرنشینان غیرسیگاری نیز بیشتر از روستانشینان غیرسیگاری با خطر ابتلا به سرطان ریه روبرو هستند. بنابراین آلودگی هوا نیز میتواند تعداد موارد سرطان در سیگاریها را افزایش دهد.
به طور خلاصه وقتی دو متغیر رابطه همبستگی دارند تغییر در یکی از آنها احتمالاً باعث تغییر در دیگری میشود. در واقع رابطه همبستگی پیشنیاز لازم برای رابطه علت و معلولی است. اما برای آنکه چنین نتیجهگیری را با اطمینان قبول کنیم باید آزمایشهای دیگری انجام دهیم، زیرا همبستگی الزاماً به معنای وجود رابطه علت و معلولی نیست.
مشاهده
مشاهده مستقیم (Direct Observation)
در اولین مراحل تحقیق بهترین روش برای پیشرفت و دستیابی به توصیف، ممکن است مشاهده مستقیم باشد. مشاهده مستقیم یعنی نگاه کردن به رویداد مورد مطالعه زمانی که به طور طبیعی در حال روی دادن است. مشاهده دقیق رفتار حیوانات و انسانها نقطه شروع بسیاری از تحقیقات روانشناختی است. مثلاً، مشاهده میمونها در محیط طبیعی میتواند درباره سازمان اجتماعی آنها اطلاعات خوبی در اختیار ما بگذارد، اطلاعاتی که بعدها میتوانند به تحقیقات آزمایشگاهی کمک کنند.
فیلمبرداری ویدئویی از نوزادان میتواند جزئیات دقیق فعالیتهای آنها اندکی بعد از تولد و نوع محرکهایی را که به آنها پاسخ میدهند، نشان دهد. با این حال باید به محققانی که رفتارهای طبیعی را مورد مشاهده قرار میدهند، آموزش داد تا بتوانند به طور عینی عمل کنند؛ یعنی رویدادها را با دقت مشاهده و ثبت کنند و از اثرگذاری افکار، باورها و تمایلات شخصی خود در آنچه میبینند و گزارش میدهند جلوگیری به عمل آورند.
صفحه ۴۴
دکتر شرلی استرام در حال مطالعه بابونها در کنیا.
مطالعات میدانی در مقایسه با مطالعات آزمایشگاهی میتوانند درباره رفتار اجتماعی اطلاعات بیشتری ارائه دهند. دکتر شرلی استرام حدود ۴۰ سال است که در کنیا گروه خاصی از بابونها را مورد مطالعه قرار داده است. او برای تکتک حیوانات شناسنامه درست کرده است و رفتارها و تعاملات اجتماعی آنها را هر روز ثبت میکند. مشاهدات وی درباره تواناییهای ذهنی بابونها و نقش دوستیها و مراودات اجتماعی در نظام اجتماعی آنها اطلاعات خوبی در اختیار سایر دانشمندان قرار میدهد.
اگر موضوع مورد مطالعه تا اندازهای فیزیولوژیک باشد میتوان از روشهای مشاهده آزمایشگاهی استفاده کرد. مثلاً، ویلیام مسترز و ویرجینا جانسون (Masters & Johnson) برای مشاهده مستقیم رفتارهای جنسی در محیط آزمایشگاه فنونی طراحی کردند. بعضی از این فنون عبارت بودند از: (۱) مشاهده رفتار، (۲) ثبت تغییرات فیزیولوژیک، و (۳) پاسخ به سؤالات مربوط به احساسات فرد پیش از تحریک جنسی، در طول تحریک جنسی و بعد از آن.
این محققان قبول داشتند که تمایلات جنسی انسان غیر از جنبه فیزیولوژیک ابعاد دیگری نیز دارد، با این حال مشاهدات آنها از جنبههای آناتومیک و فیزیولوژیک پاسخهای جنسی به درک ماهیت تمایلات جنسی انسان و همچنین حل مشکلات جنسی کمک کرده است.
مشاهده غیر مستقیم
میتوان بعضی موضوعاتی را که مطالعه آنها با مشاهده مستقیم غیر ممکن یا دشوار است، با مشاهده غیر مستقیم مورد مطالعه قرار داد. برای مشاهده غیر مستقیم از پرسشنامه یا مصاحبه استفاده میشود. محققان به جای مشاهده مردمی که در حال انجام دادن رفتاری خاص هستند (مثلاً ورزش میکنند) از روش نظر سنجی (Survey Method) کمک میگیرند و خیلی ساده از آنها درباره رفتار مورد نظر سؤال میکنند.
اما نظرسنجی، بیشتر از مشاهده مستقیم تحت تأثیر باورها، افکار و آرزوهای محققان قرار میگیرد. مشکلات دیگری که در نظرسنجی وجود دارد اثر پذیرش یا مقبولیت اجتماعی (Social Desirability Effect) است. بسیاری از مردم دوست دارند که مورد قبول دیگران واقع شوند. این افراد ممکن است که به طور مرتب ورزش کنند اما...
صفحه ۴۵
آلفرد کینسی و همکارانش در حال انجام مصاحبههای جنسی.
شاید مرتب ورزش کردن را خیلی بیشتر از آنچه هست به مصاحبهکننده بگویند تنها به این دلیل که مصاحبهگر برداشت خوبی از آنها داشته باشد. با این حال روش نظرسنجی نتایج بسیار خوبی ارائه داده است.
مثلاً پیش از آنکه مسترز و جانسون به تحقیق درباره تمایلات جنسی انسانها بپردازند، اکثر اطلاعات مربوط به رفتارهای جنسی افراد (نه اطلاعات مربوط به قوانین مدنی، مذهبی یا اجتماعی درباره رفتار جنسی) از نظرسنجیهایی به دست آمده بود که آلفرد کینسی (Alfred Kinsey) و همکارانش، بیست سال پیش انجام داده بودند. آنها اطلاعات حاصل از هزاران مصاحبه را تحلیل کردند و نتایج را در دو جلد کتاب بزرگ به چاپ رساندند.
محققانی که از نظرسنجی استفاده میکنند از افراد درباره نگرشها و رفتارهایشان سؤالاتی میپرسند. برای معتبر شدن نتایج حاصل از نظرسنجیها، پاسخدهندگان باید معرف واقعی جامعهای باشند که محققان میخواهند درباره آن تحقیق کنند.
برای کشف عقاید سیاسی مردم، اولویتهای آنها در خرید کالاهای مصرفی، نیازهای دارویی، درمانی و بسیاری از موضوعات دیگر نیز از نظرسنجی استفاده میشود. نظرسنجیهای اداره آمار و سرشماری آمریکا و مؤسسه گالوپ (Gallup) احتمالاً معروفترین نظرسنجیها باشند. برای آنکه نظرسنجی استاندارد لازم را داشته باشد باید از پرسشنامههایی استفاده شود که به دقت طراحی و امتحان شدهاند. باید این پرسشنامهها را در اختیار نمونهای از افراد قرار داد که با روشهایی خاص انتخاب شدهاند؛ روشهایی که به محققان درباره معرف بودن نمونه اطمینان میدهند. به سخن دیگر نمونه آماری باید معرف جامعهای باشد که پژوهشگران میخواهند آن را مورد مطالعه قرار دهند.
مطالعات موردی (Case Studies)
روش دیگر برای مشاهده غیر مستقیم مطالعه موردی است. مطالعه موردی عبارت است از بررسی بیوگرافی (سرگذشت) یک فرد خاص. برای این کار از مردم خواسته میشود که تجربههایی از زندگی خود در گذشته...
صفحه ۴۶
را که با موضوع مورد مطالعه مناسبت دارند به یاد بیاورند. مثلاً اگر تحقیق درباره ریشههای افسردگی در کودکی باشد، محققان با سؤالاتی درباره رویدادهای دوره کودکی شروع میکنند. مطالعات موردی زندگینامههایی هستند که برای استفاده علمی طراحی شدهاند و منابع مهم اطلاعاتی محسوب میشوند؛ مخصوصاً برای روانشناسان شخصیت و روانشناسانی که به مطالعه افراد به صورت جداگانه مشغول هستند.
⚠️ ایراد بزرگ مطالعات موردی:
این است که روی خاطرات فرد از دوران کودکی و بازسازی آنها تأکید میشود. اکثر افراد خاطرات دوران کودکی خود را کامل و دقیق به یاد نمیآورند، یا آنها را اشتباه و همراه با تحریف به خاطر میآورند. حتی ممکن است مردم در اثر تلقین خاطراتی را به یاد بیاورند که هرگز روی نداده است.
گاهی برای جلوگیری از اشتباه میتوان از سوابق و اطلاعات کتبی، مثل گواهی فوت استفاده کرد تا تاریخهای خاص چک شود. گاهی نیز میتوان از بستگان فرد سؤالاتی پرسید و از خاطرات خود آنها از وقایع مورد نظر اطلاع کسب کرد. با این حال ایرادهای مطالعات موردی آنقدر زیاد و مهم است که نمیتوان از آنها برای آزمودن فرضیهها و نظریهها استفاده کرد. اما میتوان از مطالعات موردی به جای آزمودن فرضیهها و نظریهها، برای تولید فرضیهها و نظریهها استفاده کرد و بعد با روشهای محکمتر و با نمونهای بزرگتر (نه فقط با یک نفر) به بررسی و امتحان آنها پرداخت.
به این طریق، روانشناسان از مطالعات موردی تقریباً با همان شیوهای استفاده میکنند که پزشک یا روانپزشک برای تشخیص مشکل بیمار و تصمیمگیری برای نحوه مداوای او از سرگذشت وی استفاده میکند.
بررسی متون (Literature Review)
روش دیگر برای تحقیقات روانشناختی بررسی متون است. بررسی متون عبارت است از مرور نکات مهم در دانش موجود، از جمله یافتههای مهم، نکات نظری و روششناختی مهم در یک موضوع خاص. چون روانشناسی با سرعت زیادی در حال پیشرفت است، بررسی متون جدید ابزاری ضروری برای سنجش شواهدی است که بیوقفه روی هم انباشته میشوند؛ شواهدی که برای مطالعه درباره موضوعات روانشناختی مختلف، بسیار اهمیت دارند.
بررسی متون به دو شکل انجام میگیرد: روایتی (Narrative) و فرا-تحلیل (Meta-analysis).
- بررسی روایتی: محققان از کلمات برای توصیف مطالعاتی که قبلاً انجام شده است و بحث درباره استحکام شواهد روانشناختی موجود استفاده میکنند. (مثل مقالاتی که دانشجویان مینویسند).
- بررسی فرا-تحلیل: محققان از فنون آماری استفاده میکنند تا مطالعاتی را که قبلاً انجام شده است با هم ترکیب کنند و نتیجهگیریهایی به عمل آورند.
صفحه ۴۷
در همه آزمایشها، همانطور که قبلاً دیدیم با هر یک از شرکتکنندگان به شکل «مورد» برخورد میشود و هر شرکتکننده، اطلاعات شخصی و منحصر به فرد خود را ارائه میدهد. بعد مجموع اطلاعات به صورت آماری خلاصه میشود. اما در فرا-تحلیل تکتک مطالعات انفرادی (چه مطالعات بسیار بزرگ و چه مطالعات بسیار کوچک) به عنوان «مورد» در نظر گرفته میشود و هر مطالعه خلاصه اطلاعات خود را ارائه میدهد. این خلاصهها، در سطحی بالاتر (فراتر - Meta) دوباره تحلیل میشود. همانطور که ممکن است حدس بزنید، فرا-تحلیلها این توانایی را دارند که نسبت به روش بررسی متون سیستماتیکتر و یکدستتر باشند. در کل کتاب معمولاً به فرا-تحلیلها مراجعه میکنیم تا وضعیت شواهد موجود برای فرضیهها و نظریههای روانشناختی را از نظر بگذرانیم.
ملاحظات اخلاقی در تحقیقات روانشناختی
روانشناسان به تحقیق درباره موجودات زنده میپردازند و به همین دلیل باید اصول اخلاقی را رعایت کنند و در مقابل بروز مشکلات اخلاقی در طول تحقیقات حساس باشند. انجمن روانشناسی آمریکا (APA) و انجمنهای همتای آن در کانادا و بریتانیا درباره نحوه رفتار و برخورد با انسانها و حیواناتی که در آزمایشهای روانشناختی به شکل آزمودنی شرکت میکنند دستورالعملهایی ارائه دادهاند. در آمریکا قوانین فدرال الزام میکنند که همه سازمانهایی که از بودجه دولت فدرال استفاده میکنند، در خود سازمان یک هیأت نظارت تشکیل دهند تا به بررسی طرحهای پژوهشی ارسال شده برای تصویب بپردازند و اطمینان حاصل کنند که در آنها اصول اخلاقی رعایت خواهد شد و با شرکتکنندگان رفتاری مناسب صورت خواهد گرفت.
پژوهش با انسانها
اصل اول: کمترین احتمال خطر (Minimal Risk)
خطراتی که وقوع آنها در پژوهش پیشبینی میشود نباید بزرگتر از خطراتی باشند که مواجهه با آنها در زندگی روزمره وجود دارد.
جای تردید نیست که هیچ کس نباید در معرض آسیب فیزیکی یا جراحت قرار گیرد. اما این که در طول پژوهش چه مقدار از استرس روانی از لحاظ اخلاقی قابل توجیه است، موضوعی شسته و رفته و دقیقاً مشخص نیست. طبیعی است که در زندگی روزمره ممکن است مردم بیادب...
صفحه ۴۸
باشند، دروغ بگویند یا دیگران را عصبی کنند. تحت چه شرایطی پژوهشگران حق دارند در راستای اهداف پژوهشی بیادب باشند، دروغ بگویند یا شرکتکنندگان را عصبی کنند؟ اینها بعضی از سؤالاتی است که هیأتهای نظارت در سازمانهای مختلف باید مورد به مورد بررسی کنند.
اصل دوم: رضایت آگاهانه (Informed Consent)
پیشاپیش باید به شرکتکنندگان درباره جوانب مختلف تحقیق اطلاعات کامل داده شود، مخصوصاً درباره جوانبی که ممکن است در تصمیمگیری شرکتکنندگان برای شرکت یا عدم شرکت در تحقیق تأثیر بگذارند. بعد از ارائه اطلاعات کامل، آنها میتوانند درباره همکاری یا عدم همکاری تصمیم بگیرند. همچنین آنها حق دارند که هر وقت دلشان خواست به همکاری خود پایان دهند، بدون آنکه جریمهای بپردازند.
رعایت اصل رضایت آگاهانه مثل اصل کمترین احتمال خطر، کار آسانی نیست. رضایت آگاهانه با هدف دیگری که در اکثر تحقیقات عمومیت دارد در تضاد است. در اکثر تحقیقات شرکتکنندگان نباید از فرضیههای تحقیق و اهداف آن باخبر باشند. وقتی محققان میخواهند توانایی یادگیری دو فهرست کلمه (یک فهرست کلمات آشنا و یک فهرست کلمات ناآشنا) را در دو گروه مختلف بررسی کنند کافی است به هر دو گروه بگویند که وظیفه آنها حفظ کردن فهرستهای کلمات است. محققان مجبور نیستند به شرکتکنندگان بگویند که فهرستها چه شباهتها و تفاوتهایی دارند. این کار هیچ مشکل اخلاقی به وجود نمیآورد. همچنین اگر از شرکتکنندگان امتحان ناگهانی به عمل آید (امتحانی که آنها انتظارش را نداشتند) هیچ مشکل اخلاقی به وجود نخواهد آمد.
مشکل زمانی به وجود میآید که محقق بخواهد مثلاً توانایی حفظ فهرست کلمات را زمانی که افراد در حالتی از برانگیختگی عادی قرار دارند با زمانی که افراد دیگری در حالتی از عصبانیت یا شرمزدگی به سر میبرند، مقایسه کند. اگر محققان مجبور باشند پیشاپیش به شرکتکنندگان بگویند که عمداً آنها را عصبانی یا شرمزده خواهند کرد، نتیجهگیریهای حاصل از این آزمایش بدون تردید بیمعنا خواهد بود. (برای عصبانی کردن شرکتکنندگان، محققان معمولاً با بیادبی با آنها برخورد میکنند و برای شرمزده کردن به دروغ و با صحنهسازی میگویند که آزمودنی یکی از وسایل آزمایشگاه را خراب کرده است).
به همین دلیل اگر چنین آزمایشهایی اجازه اجرا بگیرند، طبق دستورالعملهای اخلاقی بلافاصله بعد از پایان یافتن باید به افراد شرکتکننده درباره همه مراحلی که پشت سر گذاشتهاند توضیح داده شود. این کار دیبریفینگ (Debriefing) نامیده میشود که اصطلاحی اقتباس شده از ارتش است. بعد از عملیات نظامی، افسران مسئول و اجرا کنندگان عملیات (مثلاً خلبانان) در جلسه دیبریفینگ شرکت میکنند و مراحل پشت سرگذاشته شده را از نظر میگذرانند. دیبریفینگ اصطلاح جدیدی است که تقریباً از ۱۵ سال پیش در روانشناسی مورد استفاده گسترده قرار میگیرد. دیبریفینگ روانی رشتهای جدید در روانشناسی است. در طول دیبریفینگ علت پنهان نگهداشته شدن بعضی اطلاعات یا علت دروغ گفتن به...
صفحه ۴۹
رضایت آگاهانه و دیبریفینگ یکی از ابعاد بسیار مهم در همه انواع تحقیقات و مطالعات روانشناختی است.
شرکتکنندگان، توضیح داده میشود. همچنین اگر کدورت یا خردهناراحتیهایی باقی مانده باشد باید حل و فصل شود، به طوری که شأن و غرور شرکتکنندگان سالم باقی بماند و آنها نسبت به پژوهش احساس احترام بیشتری داشته باشند. هیأت نظارت باید مطمئن شود که مراحل دیبریفینگ برای انجام دادن این کار کافی است.
اصل سوم: حریم خصوصی (Privacy)
رعایت حریم خصوصی (حق محفوظ ماندن اسرار). در طول پژوهشهای روانشناختی از افراد اطلاعات خصوصی به دست میآید که برای ادامه تحقیق ضرورت دارند. این اطلاعات باید محفوظ نگه داشته شود و جز با رضایت خود فرد نباید در اختیار افراد ثالث قرار گیرد.
یکی از روشهای حفظ اسرار و اطلاعات خصوصی جدا نگهداشتن اسم و سایر اطلاعات شخصی شرکتکنندگان از اطلاعاتی است که در طول تحقیق به دست میآید. برای شناسایی این اطلاعات، از کدها یا شمارههای فایلی (پروندهای) استفاده میشود. در نتیجه غیر از خود آزمایشگر هیچ کس به نحوه عملکرد شرکتکنندگان در آزمایش دسترس پیدا نمیکند. روش دیگر اینکه پژوهشگر تنها اطلاعاتی ارائه دهد که «میانگین» گروه شرکتکنندگان را نشان میدهند. این کار به حفظ اطلاعات شخصی افراد بیشتر کمک میکند.
حتی اگر همه شرایط اخلاقی رعایت شود محقق باز هم باید هزینههای مطالعه را سبک و سنگین کند. البته منظور هزینههای مالی نیست بلکه هزینههای انسانی است. هزینههای انسانی را باید با منافعی که از آزمایش حاصل میشود مقایسه کرد. آیا آزمایشی که در آن افراد تحقیر یا شرمزده میشوند واقعاً ضرورت دارد؟ اگر تحقیق بتواند اطلاعات علمی و نظری ارزشمند به دست آورد، هم خود محقق و هم هیأت نظارت قانع شده باشند میتوان چنین تحقیقی را انجام داد.
صفحه ۵۰
پژوهش با حیوانات
موضوع مهم دیگری که در آن مسائل اخلاقی باید رعایت شود کار با حیوانات است. حدود ۷ درصد مطالعات روانشناختی از حیوانات کمک میگیرند. ۹۵ درصد این حیوانات، موشها و پرندگان هستند. روانشناسان به دو دلیل عمده روی حیوانات آزمایش میکنند:
- رفتار حیوانات به خودی خود، جالب است و ارزش تحقیق شدن را دارد.
- سیستمهای حیوانی میتوانند مدلهایی برای سیستمهای انسانی ارائه دهند. بنابراین تحقیق درباره حیوانات میتواند اطلاعاتی فراهم آورد که به دست آوردن آنها از انسانها غیر ممکن یا غیر اخلاقی است.
در واقع، تحقیقات انجام شده روی حیوانات در درک مشکلات روانی و درمان انسانها نقش اساسی داشته است (مثلاً در مورد اضطراب، استرس، پرخاشگری، افسردگی، سوء مصرف مواد، اختلالات تغذیه، فشار خون و آلزایمر). اینکه تحقیق با حیوانات کار اخلاقی است یا خیر و اگر اخلاقی است چه نوع تحقیقی محسوب میشود، هنوز مورد بحث و جدل است. با این حال در آمریکا اکثر روانشناسان (۸۰٪) و اکثر دانشجویان روانشناسی (۷۲٪) از انجام دادن آزمایش روی حیوانات حمایت میکنند. به رغم این حمایت گسترده، افراد نگرانی خود را درباره آزمایشهایی اعلام کردهاند که در آنها روشهای دردآور یا مضر به اجرا گذاشته میشود.
برای رسیدگی به این نگرانی دستورالعملهای انجمن روانشناسی آمریکا و همچنین دولت فدرال، دقیقاً مشخص میکنند که شرایط زندگی و تیمار حیوانات آزمایشگاهی چگونه باید باشد. علاوه بر دستورالعملهای مشخص، اصل کلی رعایت اخلاق عبارت است از: کسانی که در این تحقیقات شرکت میکنند باید شریکان تمام و کمال شرکتی به نام پژوهش روانشناختی محسوب شوند. بعضی تحقیقات توضیح داد شده در کتاب پیش از طراحی و به اجرا درآمدن دستورالعملهای اخلاقی انجام گرفته است، بنابراین هیأتهای نظارت امروزی اجازه انجام دادن آنها را نمیدهند.
خلاصه فصل
- روانشناسی عبارت است از مطالعه رفتار و فرایندهای ذهنی.
- ریشههای روانشناسی به قرون چهارم و پنجم قبل از میلاد بر میگردد. فیلسوفان یونان، سقراط، افلاطون و ارسطو درباره ذهن سؤالات بنیادی مطرح کردند و بقراط پدر پزشکی درباره نحوه نظارت مغز بر اندامها مشاهدات مهمی انجام داد. یکی از قدیمیترین بحثها درباره روانشناسی انسان این بوده است که آیا تواناییها فطری است (اردوی توارث یا طبیعتگرایان) یا از طریق تجربه...