صفحه ۳۱

با این حال، فشار برای تقلیل‌گرایی با سرعت فزاینده‌ای ادامه دارد. اکنون، برای بسیاری از پدیده‌های روان‌شناختی هم توضیحات روان‌شناختی داریم و هم دانش لازم در این باره که مفاهیم روان‌شناختی، چگونه در مغز پردازش و به اجرا در می‌آیند (مثلاً چه بخش‌های خاصی از مغز درگیر هستند و چگونه با یکدیگر مرتبط می‌شوند). این نوع دانش فیزیولوژیک معمولاً تقلیل‌گرایی مطلق نیست، اما باز هم اهمیت دارد.

برای مثال محققانی که درباره حافظه تحقیق می‌کنند مدت‌هاست که حافظه کوتاه‌مدت فعال یا کاری را از حافظه بلندمدت جدا کرده‌اند و این دو نوع حافظه مفاهیم روان‌شناختی هستند. اما جديداً معلوم شده است که این دو نوع حافظه چگونه در مغز متفاوت کدگذاری می‌شوند. بنابراین، در مورد بسیاری از موضوعات مورد بحث کتاب به دو واقعیت خواهیم پرداخت: (۱) در سطح فیزیولوژیک چه دانشی به دست آمده است و (۲) در سطح روان‌شناختی، چه دانشی وجود دارد.

در واقع روند اصلی این کتاب و به طور کلی روند اصلی روان‌شناسی مدرن این است که می‌توان موضوعات روان‌شناختی را هم در سطح روان‌شناختی و هم در سطح فیزیولوژیک تحلیل کرد. تحلیل فیزیولوژیک نشان می‌دهد که مفاهیم روان‌شناختی چگونه در مغز به وجود می‌آید. هر دو سطح تحلیل کاملاً مورد نیاز است هر چند درباره بعضی موضوعات از جمله تعاملات اجتماعی، تحلیل‌های فیزیولوژیک به تازگی شروع شده است.

زیر مجموعه‌های عمده روان‌شناسی

تا اینجا با نگاه گذرا به موضوعات و رویکردهای روان‌شناختی از طبیعت آنها درک کلی به دست آورده‌ایم. با بررسی این واقعیت که روان‌شناسان مختلف چه کار می‌کنند و با کندوکاو در زمینه‌های جدید و در حال ظهور که کانون توجه روان‌شناسی قرن بیست و یکم را تشکیل می‌دهند، می‌توانیم دانش خود از روان‌شناسی را بیشتر کنیم.

حدود نیمی از کسانی که در روان‌شناسی مدارک فوق‌لیسانس به بالا دارند در کالج‌ها و دانشگاه‌ها کار می‌کنند. علاوه بر تدریس بسیاری از آنها بخش زیادی از وقت خود را به تحقیق یا مشاوره اختصاص می‌دهند. سایر روان‌شناسان در مدارس، بیمارستان‌ها، کلینیک‌ها، انستیتوهای تحقیق یا در شرکت‌های تجاری و صنایع مختلف کار می‌کنند. بعضی دیگر نیز مطب شخصی دارند و در مقابل دریافت وجه خدمات روان‌شناختی ارائه می‌دهند. اکنون بعضی از زیر مجموعه‌های روان‌شناسی را به اختصار توضیح می‌دهیم.

روان‌شناسی فیزیولوژیک

روان‌شناسان فیزیولوژیک (که روان‌شناسان بیولوژیک نیز نامیده می‌شوند)، در جستجوی رابطه بین فرایندهای فیزیولوژیک و رفتار هستند.

صفحه ۳۲

روان‌شناسی شناختی

روان‌شناسان شناختی به فرایندهای ذهنی و درونی انسان‌ها می‌پردازند (مثلا، حل مسأله، حافظه، زبان و تفکر).

روان‌شناسی رشد

روان‌شناسان رشد به رشد و تحول انسان و عواملی که از بدو تولد تا مرگ، رفتار را شکل می‌دهند می‌پردازند. آنها ممکن است توانایی خاصی را مورد مطالعه قرار دهند (مثلاً این که در کودکان زبان چگونه به وجود می‌آید) یا به تحقیق درباره دوره خاصی از زندگی (مثلاً دوره نوزادی تولد تا یک سالگی) بپردازند.

روان‌شناسی اجتماعی و شخصیت

این دو رشته با یکدیگر همپوشی دارند. روان‌شناسان اجتماعی دوست دارند بدانند که مردم، دنیای اجتماعی خود را چگونه درک می‌کنند و باورها، احساسات و رفتارهایشان چگونه تحت تأثیر حضور واقعی یا خیالی دیگران قرار می‌گیرد. همچنین آنها به رفتار گروه‌ها، روابط تک‌تک مردم با یکدیگر و گروه‌ها با گروه‌ها می‌پردازند.

روان‌شناسان شخصیت، افکار، احساسات و رفتارهایی را مورد بررسی قرار می‌دهند که سبک منحصر به فرد تک‌تک انسان‌ها برای تعامل با دنیا را تشکیل می‌دهند. آنها به تفاوت‌های فردی افراد علاقه‌مند هستند، همچنین آنها تلاش می‌کنند تا همه فرایندهای روان‌شناختی را با هم ترکیب و ادغام کنند و از کل شخص یک توضیح منسجم ارائه دهند.

روان‌شناسی بالینی و روان‌شناسی مشاوره

روان‌شناسان بالینی، بزرگترین گروه روان‌شناسان را تشکیل می‌دهند. آنها اصول روان‌شناسی را برای تشخیص و درمان مشکلات هیجانی و رفتاری به کار می‌برند؛ از جمله بیماری‌های روانی، اعتیاد و مشکلات خانوادگی و زناشویی.

روان‌شناسان مشاوره بسیاری از کارهای روان‌شناسان بالینی را انجام می‌دهند ولی معمولاً مشکلاتی را تحت درمان قرار می‌دهند که روان‌شناسان بالینی کمتر به آنها می‌پردازند. روان‌شناسان مشاوره معمولاً با دانش‌آموزان و دانشجویان کار می‌کنند.

صفحه ۳۳

روان‌شناسی مدرسه و روان‌شناسی پرورشی

چون مشکلات هیجانی جدی معمولاً در سال‌های دبستان خودشان را نشان می‌دهند، بسیاری از مدارس ابتدایی، روان‌شناسانی استخدام می‌کنند که در دانشگاه دروس روان‌شناسی رشد کودک، آموزش و پرورش و روان‌شناسی بالینی خوانده‌اند. روان‌شناسان مدرسه با کودکان کار می‌کنند تا به بررسی مشکلات یادگیری و هیجانی آنها بپردازند.

در مقابل روان‌شناسان پرورشی، در یادگیری و تدریس، تخصص دارند. ممکن است آنها در مدارس کار کنند اما بیشتر در دانشگاه‌های تربیت معلم مشغول به کار هستند، جایی که به آنها اجازه می‌دهد تا درباره روش‌های تدریس تحقیق کنند و به آموزش معلمان آینده بپردازند.

روان‌شناسی صنعتی و روان‌شناسی مهندسی

روان‌شناسان صنعتی (که گاهی روان‌شناسان سازمانی نیز نامیده می‌شوند)، معمولاً برای شرکت‌ها کار می‌کنند. آنها می‌خواهند بدانند که از بین داوطلبان شغل چه کسانی برای کدام مشاغل بهترین گزینه‌ها هستند یا ساختارهایی فراهم آورند که به همکاری و کار تیمی کمک می‌کنند.

روان‌شناسان مهندسی (که گاهی مهندسان عوامل انسانی نیز نامیده می‌شوند) تلاش می‌کنند تا تعامل بین مردم و ماشین‌ها به بهترین حالت ممکن درآید. مثلاً با طراحی ماشین‌هایی که در آنها دکمه‌ها و اهرم‌های کنترل در بهترین جای ممکن قرار دارند به عملکرد بهتر، امنیت بیشتر و راحتی در کار کمک می‌کنند.

روش‌های تحقیق در روان‌شناسی

حالا که درباره موضوعات مورد نظر روان‌شناسی و رویکردهایی که روان‌شناسان پیش می‌گیرند، اطلاعاتی به دست آوردیم می‌توانیم به بحث درباره روش‌های تحقیق در روان‌شناسی بپردازیم. به طور کلی، تحقیق دو مرحله را شامل می‌شود: (۱) تولید فرضیه‌های علمی، و (۲) آزمودن فرضیه‌ها.

تولید فرضیه‌های علمی

اولین قدم در همه پروژه‌های تحقیقی تولید یک یا چند فرضیه است. فرضیه عبارت است از گزاره یا جمله درباره موضوعی که می‌توان آن را آزمود یا امتحان کرد. فرضیه با پیش‌بینی مترادف است.

صفحه ۳۴

پیش‌بینی ممکن است درست یا غلط از آب درآید. مثلاً در مورد یادزدودگی یا فراموشی کودکی می‌توانیم این فرضیه را مطرح کنیم که اگر افراد را در محیطی قرار دهیم که کودکی خود را در آن سپری کرده‌اند، چیزهای بیشتری به خاطر خواهند آورد. محققان چگونه می‌توانند به چنین فرضیه‌ای برسند؟ این سؤال، بیش از یک پاسخ دارد.

فرد تیزبین و هوشیاری که رویدادهای طبیعی را می‌بیند، در مقایسه با افرادی که به جزئیات رویدادها زیاد توجه ندارند ممکن است آسان‌تر به فرضیه‌هایی دست یابد. برای مثال، فرد هشیاری که به زادگاهش بر می‌گردد و از محله‌ای رد می‌شود که دبیرستانش در آن بوده است، متوجه می‌شود که از دوران تحصیل خود می‌تواند خاطرات بیشتری به یاد بیاورد. این شخص نکته‌بین ممکن است به فرضیه بالا دست یابد.

همچنین آشنایی زیاد با ادبیات علمی مربوط به یادزدودگی کودکی نیز می‌تواند به تولید فرضیه‌های جدید کمک کند. ادبیات علمی عبارت است از کتاب‌ها و مقالاتی که قبلاً درباره موضوع مورد نظر نوشته شده است.

منبع اصلی فرضیه‌ها: نظریه علمی

مهمترین منبع برای فرضیه‌های علمی معمولاً نظریه علمی است. نظریه عبارت است از مجموعه گزاره‌های مرتبط درباره یک پدیده خاص.

برای مثال یکی از نظریه‌های مربوط به انگیزش جنسی این است که برای هتروسکشوالیتی یا هموسکشوالیتی آمادگی ژنتیک وجود دارد. این گفته باعث می‌شود که فرضیه‌های قابل آزمون مطرح شود؛ مثلاً این فرضیه که دوقلوهای همسان با داشتن ژن‌های یکسان در مقایسه با دوقلوهای ناهمسان که تنها در ۵۰ درصد ژن‌ها مشترک هستند، شانس بیشتری دارند که تمایل جنسی مشابه داشته باشند.

نظریه دیگر از سوی یک دانشمند دیگر و در رقابت با نظریه بالا می‌گوید که رویدادهای کودکی در تمایلات جنسی فرد تأثیر می‌گذارند. این نظریه رقیب مجموعه‌ای از فرضیه‌های رقیب به وجود می‌آورد که آنها نیز قابل آزمون هستند. همان‌طور که در سراسر کتاب خواهیم دید آزمودن فرضیه‌های حاصل از نظریه‌های رقیب یکی از بهترین روش‌ها برای افزایش و پیشرفت دانش علمی است.

اصطلاح علمی به این معناست که روش‌های تحقیق در جمع‌آوری اطلاعات، دو ویژگی دارند: (۱) سوگیری ندارند، یعنی فرضیه‌ای را به فرضیه دیگر ترجیح نمی‌دهند و (۲) پایایی یا ثبات دارند یعنی سایر افراد صلاحیت‌دار نیز می‌توانند مشاهدات را تکرار کنند و به همان نتایج دست یابند. روش‌های مطرح شده در این فصل دو ویژگی بالا را دارند بعضی از آنها برای بعضی رویکردها و بعضی دیگر برای بعضی رویکردهای دیگر مناسبتر هستند با این حال می‌توان هر روش را برای همه رویکردها به کار برد.

حال باید درباره فرضیه و نظریه این نکته را یادآور شویم که در کتاب‌های روان‌شناسی به زبان...

صفحه ۳۵

انگلیسی فرضیه و نظریه اغلب مترادف به کار می‌روند؛ مثلاً در بعضی کتاب‌ها، از «نظریه تکرار میان-حسی» نام برده می‌شود و در بعضی کتاب‌های دیگر «فرضیه تکرار میان-حسی» به کار می‌رود.

آزمایش (Experiment)

بهترین و قوی‌ترین روش علمی آزمایش است. آزمایش آزمونی است که فرضیه‌های موجود درباره روابط علت و معلولی را امتحان می‌کند. محققان شرایط محیطی را به دقت تحت کنترل می‌گیرند (معمولاً در آزمایشگاه) و موارد مختلفی را اندازه‌گیری و ثبت می‌کنند تا روابط علت و معلولی بین متغیرها کشف شود.

متغیر (Variable):

ویژگی یا خصوصیتی است که می‌تواند ارزش‌های مختلف به خود بگیرد.

مثلاً هدف آزمایش این است که معلوم شود آیا میزان خواب تغییر در حافظه را موجب می‌شود؟ آیا توانایی یادآوری خاطرات کودکی با کاهش خواب کاسته می‌شود؟ اگر آزمایش نشان دهد که حافظه به طور سیستماتیک با تغییر در تعداد ساعات خواب تغییر می‌کند خواهیم گفت که بین این دو متغیر رابطه علت و معلولی سیستماتیک کشف شده است.

تفاوت روش آزمایشی با سایر روش‌های مشاهده علمی توانایی در کنترل دقیق متغیر است. برای مثال فرضیه این است که وقتی به افراد در مقابل عملکرد خوبشان پول می‌دهیم، مسائل ریاضی را بهتر حل می‌کنند. محققان برای آزمایش این فرضیه شرکت‌کنندگان در آزمایش، یعنی آزمودنی‌ها را به سه گروه تقسیم می‌کنند:

بعد محققان، عملکرد هر سه گروه را اندازه‌گیری و مقایسه می‌کنند تا ببینند آیا پول (علت فرضی رفتار) به عملکرد بهتر منجر می‌شود یا خیر (عملکرد بهتر معلول علت فرضی).

در این آزمایش مقدار پول اهدایی متغیر مستقل (Independent Variable) نامیده می‌شود زیرا از آنچه آزمودنی انجام می‌دهد مستقل است. در واقع متغیر مستقل، تحت کنترل کامل آزمایشگر است، و متغیر مستقل است که واریاسیون (کم و زیاد شدن) آن را تعیین می‌کند. در همه آزمایش‌ها متغیر مستقل، نماد «علت» فرض می‌شود.

«معلول» فرضی متغیر وابسته (Dependent Variable) یا متغیر تابع است زیرا فرضیه اولیه، فرض کرده است که ارزش این متغیر به ارزش متغیر مستقل وابسته است. در این آزمایش متغیر وابسته، عملکرد در...

صفحه ۳۶

سؤالات ریاضی است. آزمایشگر متغیر مستقل را کنترل می‌کند در واریاسیون آن، تغییراتی به وجود می‌آورد و بعد به مشاهده متغیر وابسته می‌پردازد تا نتیجه آزمایش را متوجه شود. متغیر وابسته، تقریباً همیشه ممکن است رفتار شرکت‌کننده در آزمایش را اندازه‌گیری کند. اصطلاح «تابعی است از»، معمولاً برای این منظور به کار می‌رود تا وابستگی یک متغیر به متغیری دیگر را نشان دهد؛ به همین دلیل، در عربی، متغیر وابسته به متغیر تابع ترجمه شده است.

در این آزمایش می‌توانیم بگوییم که عملکرد افراد در مسائل ریاضی تابعی است از مقدار پولی که دریافت می‌کنند. گروه دریافت‌کننده پول (دو گروه)، گروه آزمایشی نامیده می‌شوند. گروه آزمایشی گروهی است که در آن، علت فرضی، حضور دارد. به گروهی که هیچ پولی پیشنهاد نمی‌شود، گروه کنترل یا گروه گواه می‌گویند. گروه کنترل گروهی است که در آن علت فرضی غایب است.

به طور کلی گروه کنترل سطح پایه محسوب می‌شود. سطح پایه (که خط پایه یا سطح رفتار عامل نیز نامیده می‌شود) عبارت است از اندازه‌گیری رفتار، قبل از آنکه آزمایشگر متخصص تعلیم و تربیت یا روان‌شناس بالینی بعضی شرایط خاص را اعمال کند. به عبارت دیگر، سطح پایه یعنی اندازه‌گیری یکی از ابعاد رفتار مورد نظر (معمولاً، فراوانی ظهور آن)، پیش از شروع هر آزمایشی.

اختصاص تصادفی (Random Assignment):

یکی از ویژگی‌های مهم آزمایش بالا اختصاص تصادفی است. اختصاص تصادفی یعنی این که هر شرکت‌کننده برای قرار گرفتن در گروه یا گروه‌های آزمایشی از شانس یا احتمال مساوی برخوردار باشد. برای این کار می‌توان از روش‌های بسیار ساده مثل شیر یا خط کردن استفاده کرد.

اگر اختصاص افراد به گروه‌های مختلف واقعاً تصادفی انجام شود احتمال اینکه اعضای گروه‌ها در بعضی ویژگی‌های موثر در متغير وابسته تفاوت داشته باشند بسیار اندک خواهد بود. بدون اختصاص تصادفی آزمایشگر هرگز نمی‌تواند مطمئن باشد که عامل دیگری غیر از متغیر مستقل به نتایج مشهود منجر نشده است. مثلاً، آزمایشگر هرگز نباید به آزمایش‌شوندگان اجازه دهد که خودشان گروه خودشان را انتخاب کنند. بسیاری از شرکت‌کنندگان می‌خواهند در گروهی قرار گیرند که بیشترین پول را می‌گیرد و علاوه بر آن، بعضی شرکت‌کنندگان که تحت تأثیر فشار عصبی قرار می‌گیرند ممکن است احساس کنند که مجبورند گروه کنترل را انتخاب کنند.

نتیجه این خواهد شد که سه گروه افراد با شخصیت‌های مختلف (پررو، کم‌رو و غیره)، خواهیم داشت. در این صورت متغیر مستقل شخصیت افراد خواهد بود نه مقدار پولی که پیشنهاد می‌شود. این متغیر ممکن است باعث شود که یک گروه عملکردی بهتر از گروه دیگر داشته باشد. یا فرض کنید که آزمایشگر ابتدا گروه‌هایی را آزمایش می‌کند که پول دریافت می‌کنند و بعد به گروهی می‌پردازد که هیچ پولی دریافت نمی‌کند. این کار مشکلات متعددی به وجود می‌آورد. مثلاً...

صفحه ۳۷

ممکن است عملکرد افراد به ساعتی از روز که آزمایش برگزار می‌شود ربط داشته باشد، یعنی تابعی از صبح، بعد از ظهر یا شب بودن باشد. ممکن است آنهایی که دیرتر مورد آزمایش قرار می‌گیرند، در مقایسه با کسانی که چند روز قبل آزمایش شده‌اند از لحاظ زمانی به امتحانات پایان ترم خود نزدیکتر باشند. علاوه بر این متغیرها که آزمایشگر بر آنها کنترل ندارد ولی از آنها خبر دارد، تعداد زیادی متغیر نیز وجود دارند که آزمایشگر از آنها خبر ندارد؛ متغیرهایی که می‌توانند در نتایج تأثیر منفی بگذارند.

تنها با گروه‌بندی تصادفی است که می‌توانیم مطمئن شویم که همه متغیرهای اضافی یا مزاحم (مثلاً، شخصیت افراد شرکت‌کننده، ساعات روز و پایان ترم) به طور یکسان در همه گروه‌ها تقسیم شده است. اگر متغیرهای مزاحم در همه گروه‌ها یکسان توزیع شده باشند در همه آنها به یک اندازه تأثیر منفی خواهند گذاشت و نتایج به دست آمده از لحاظ سوگیرانه نبودن برای همه یکسان خواهد بود.

در خارج از آزمایشگاه نیز می‌توان روش آزمایشی را به کار برد. مثلاً در تحقیقات مربوط به چاقی، برای بررسی میزان اثربخشی روش‌های مختلف برای کنترل وزن می‌توان آنها را روی گروه‌های مشابه و جداگانه افراد چاق به کار برد. روش آزمایشی با منطق سر و کار دارد نه با مکان جغرافیایی. با این حال اکثر آزمایش‌ها در آزمایشگاه انجام می‌شود. علت اصلی این است که در محیط آزمایشگاه، می‌توان رفتار را دقیق‌تر اندازه‌گیری کرد و متغیرها را بهتر تحت کنترل درآورد. ولی مثل همیشه اختصاص تصادفی نیز باید در نظر گرفته شود.

آزمایش‌های توصیف شده تا اینجا اثر یک متغیر مستقل روی یک متغیر وابسته را بررسی می‌کنند. اما محدود کردن تحقیقات تنها به یک متغیر مستقل مشکلاتی را موجب می‌شود. در تحقیقات روان‌شناختی از آزمایش‌های چند متغیری زیاد استفاده می‌شود. آزمایش چند متغیری آزمایشی است که در آن چند متغیر مستقل به طور همزمان تغییر داده می‌شوند و مورد کنترل و بررسی قرار می‌گیرند. در آزمایش فرضی بالا و مربوط به تأثیر پول در عملکرد ریاضی افراد، آزمایشگر می‌تواند سطح دشواری سؤالات ریاضی را نیز تغییر دهد. این بار شش گروه آزمودنی خواهد داشت که هر گروه سطح متفاوتی از پاداش مالی با سطح متفاوتی از دشواری سؤالات ریاضی (آسان یا سخت) خواهد داشت.

اندازه‌گیری

روان‌شناسانی که از روش آزمایشی استفاده می‌کنند باید درباره مقادیر یا اندازه‌ها اطلاعاتی ارائه دهند.

صفحه ۳۸

گاهی می‌توان متغیرها را با ابزارهای فیزیکی اندازه گرفت (مثلاً ساعات محرومیت از خواب یا مقدار دارو). گاهی نیز متغیرها باید طوری درجه‌بندی شود تا بتوان به آنها نظمی خاص داد. مثلاً، برای درجه‌بندی احساس افسردگی، روان‌شناس بالینی یا مشاور ممکن است از یک مقیاس ۵ درجه‌ای استفاده کند: هرگز، به ندرت، گاهی، اغلب و همیشه. روان‌شناسان برای اینکه بتوانند اطلاعات را به طور دقیق به یکدیگر انتقال دهند باید اندازه‌گیری معینی را به کار ببرند. اندازه‌گیری عبارت است از فرایند اختصاص دادن اعداد به متغیرها.

در اکثر آزمایش‌ها، روان‌شناسان مجبورند چند متغیر را در چند آزمودنی اندازه‌گیری کنند بنابراین نتایج به دست آمده، مجموعه‌ای از اعداد خواهد بود که می‌توان آن را خلاصه و تفسیر کرد. برای تکمیل این کار آزمایشگر مجبور است از آمار کمک بگیرد. آمار رشته‌ای است که در آن از جامعه افراد اطلاعاتی جمع‌آوری (نمونه‌برداری) می‌شود و بر اساس همان اطلاعات درباره آن جامعه نتیجه‌گیری‌هایی به عمل می‌آید. علم آمار علاوه بر روش آزمایشی برای همه انواع روش‌های تحقیق اهمیت دارد.

یکی از مفاهیم بسیار رایج آمار، میانگین است. میانگین عبارت است از مجموع اعداد با نمرات، تقسیم بر تعداد آنها. در مطالعاتی که یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل (گروه گواه) وجود دارد، دو میانگین به دست می‌آید که می‌توان آنها را با هم مقایسه کرد؛ مثلاً میانگین نمرات ریاضی افراد گروه آزمایشی و میانگین نمرات ریاضی افراد گروه گواه. آنچه آزمایشگران به آن علاقه دارند، تفاوت این دو میانگین است.

اگر تفاوت آنها زیاد باشد می‌توان آن را به صورت ارزش اسمی پذیرفت (ارزش اسمی یعنی ارزشی که روی سکه با تمبر نوشته شده است و سکه یا تمبر باید به آن مبلغ فروخته شود). اما اگر تفاوت کوچک باشد چه؟ اگر اندازه‌گیری‌های به عمل آمده در خطر اشتباه قرار داشته باشند چه؟ ریاضی‌دانان و متخصصان آمار با طراحی آزمون‌های تعیین اهمیت و معناداری تفاوت‌ها این مشکلات را حل کرده‌اند. وقتی می‌گوییم که تفاوت بین گروه آزمایشی و گروه گواه از نظر آماری معنی‌دار است، منظور این است که در مورد اطلاعات به دست آمده آزمون آماری به کار رفته است و احتمال اینکه تفاوت‌ها به علت تصادف یا به علت‌های بسیار نادر به وجود آمده باشد، بسیار اندک است.

صفحه ۳۹
جدول مرور مفاهیم: اصطلاحات رایج در تحقیق آزمایشی
فرضیه گزاره یا جمله درباره علت و معلول‌هایی که می‌توان آنها را آزمون با امتحان کرد.
آزمایش آزمون یا امتحان بسیار کنترل شده فرضیه (فرضیه درباره علت و معلول).
متغیر ویژگی با خصوصیتی که می‌تواند ارزش‌های مختلف داشته باشد و می‌توان آن را اندازه‌گیری (مقایسه) کرد.
متغیر مستقل متغیری که نماد علت فرض می‌شود و آزمایشگر آن را به طور دقیق کنترل می‌کند. این متغیر به طور کامل مستقل از کاری است که آزمایش‌شونده انجام می‌دهد.
متغیر وابسته متغیری که نماد «معلول» فرض می‌شود ارزش نهایی این متغیر، به ارزش متغیر مستقل وابسته است.
گروه آزمایشی گروهی که در آن علت فرضی حضور دارد.
گروه گواه گروهی که در آن علت فرضی غایب است.
اختصاص تصادفی روش قرار دادن آزمایش‌شوندگان در گروه‌های آزمایشی و گواه به طوری که احتمال قرار گرفتن در یکی از گروه‌ها برای همه شرکت‌کنندگان یکسان باشد.
اندازه‌گیری فرایند منظم برای اختصاص دادن اعداد به ارزش‌های مختلفی که متغیرها اتخاذ می‌کنند.
آمار مجموعه‌ای از فنون که از آنها برای تعیین میزان قابل اعتماد بودن اطلاعات برای استنباط و نتیجه‌گیری استفاده می‌شود.

همبستگی

روش آزمایشی نمی‌تواند همه مسائل را به آسانی مورد مطالعه قرار دهد. در بسیاری از مواقع، محققان نمی‌توانند درباره اینکه کدام شرکت‌کنندگان در کدام گروه قرار داده شوند تصمیم بگیرند. برای مثال فرضیه‌ای این‌چنین داریم: افراد مبتلا به آنورکسی (بی‌اشتهایی روانی) در مقایسه با افراد عادی با وزن عادی به انواع مختلف مزه‌ها حساس‌ترند. برای آزمایش این فرضیه نمی‌توانیم گروهی از مردم با وزن عادی را انتخاب کنیم و از نیمی از آنها بخواهیم که به بی‌اشتهایی روانی مبتلا شوند!

به جای این کار کسانی را انتخاب می‌کنیم که در حال حاضر به آنورکسی مبتلا هستند یا در حال حاضر، وزن عادی دارند. بعد به تحقیق درباره تفاوت آنها در حساسیت به مزه غذا می‌پردازیم. اما برای تعیین رابطه...

صفحه ۴۰

بین متغیری که تحت کنترل ما نیست با متغیرهای دیگر می‌توانیم از روش همبستگی استفاده کنیم. در مثال بالا، متغیر وزن تنها دو ارزش دارد: وزن افراد مبتلا به آنورکسی و وزن افراد بهنجار. اما اغلب، هر یک از متغیرها چندین ارزش دارد و باید مشخص شود که ارزش‌های هر یک از متغیرها، با ارزش‌های متغیر دیگر تا چه اندازه رابطه دارند. برای این کار از ضریب همبستگی استفاده می‌شود.

ضریب همبستگی (Correlation Coefficient - r):

ضریب همبستگی را با r نشان می‌دهند که قدرت و جهت رابطه بین دو متغیر را نشان می‌دهد. ارزش ضریب همبستگی از ۱- شروع می‌شود و به ۱/۰۰+ خاتمه می‌یابد.

همبستگی مثبت (+): با افزایش یک متغیر، متغیر دیگر نیز افزایش می‌یابد. (مثال: قد و وزن).
همبستگی منفی (-): بین متغیرها رابطه معکوس وجود دارد. (مثال: هرچه مشکلات دقت بیشتر باشد، مهارت‌های ذهنی ضعیف‌تر خواهد بود).

برای درک بهتر ضریب همبستگی یک مطالعه فرضی را در نظر بگیرید (تصویر ۱-۶). این مطالعه افرادی را شامل می‌شود که در اثر آسیب مغزی با دشواری در تشخیص چهره (پروسوپاگنوسیا) مواجه شده‌اند. محققان می‌خواهند بدانند که آیا درجه ناتوانی یا خطا در تشخیص چهره با مقدار بافت‌های آسیب دیده مغز ارتباط دارد؟

در نمودار، اگر تعداد خطاها همیشه همراه با مقدار آسیب مغزی افزایش یابد نقاط درون نمودار همیشه از چپ به راست بالا خواهد رفت. اگر این نقاط همگی روی خط اریب نمودار قرار داشته باشند، ضریب همبستگی برابر با ۱/۰ خواهد بود (همبستگی کامل). اما یکی دو نقطه در این طرف و آن طرف خط، بیانگر ضریب همبستگی ۰/۹۰ خواهد بود. این ضریب با چنین ارزش بالا، نشان می‌دهد که بین...